تبليغاتX
منتظران مهدی
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 16:18  توسط مجیدنظری  | 
شیعه
شیعه در لغت و اصطلاح
شیعه در لغت به پیروان و یاران گفته مى شود، اگر چه به معنى فرقه و گروه نیز آمده است. امّا آنچه اینجا همان نخست، یعنى پیروان و یاران است، که اصطلاح شد براى پیروان على (علیها السلام)و بطور عام کسانى که خلافت و جانشینى پیامبر (صلى الله علیه وآله)را مختص به خانواده ى رسالت مى دانند.
چگونگى پیدایش مذهب شیعه
امّا چگونگى پیدایش مذهبى در اسلام به نام شیعه، بازمى گردد به حوادث و اتفاقاتى که در 23 سال دوران بعثت و نیز سخنان و بیانات پیامبر (صلى الله علیه وآله)درباره ى على (علیها السلام)و فضایل او و نیز از خودگذشتگیها و ایثارهایى که على (علیها السلام)در آن دوران از خود نشان داد. که مجموع اینها از یک جهت حسد و کینه ى عده اى را به همراه داشت و از سوى دیگر موجب شد محبّت على (علیها السلام)در دل عده اى جاى گیرد و به او عشق بورزند، و رهبرى و سیادت امت را بعد از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله)حق انحصارى او بدانند.
برخى فضیلتهاى على (علیها السلام)از زبان نبى (صلى الله علیه وآله)
سخنان پیامبر (صلى الله علیه وآله)در شأن على (علیها السلام)در این بیست و سه سال دوران بعثت فراوان است که به چند نمونه اشاره مى نماییم:
1-پیامبر اکرم در اولین روزهاى بعثت به نص و صریح قرآن مأموریت پیدا کرد که خویشان و اطرا فیان خود را به دین اسلام دعوت کند و صریحاً به ایشان فرمود: هر یک از شما در اجابت دعوت من بر دیگران سبقت گیرد، وزیر و جانشین و وصى من است. على (علیها السلام)پیش از همه دعوت پیامبر اسلام را پذیرفت و اسلام آورد و پیامبر (صلى الله علیه وآله)نیز ایمانش را قبول کرد و وعده هایش را تقبل نمود
2- پیامبر (صلى الله علیه وآله)به موجب چندین حدیث از روایات مستفیض و متواتر که سنى و شیعه روایت کرده اند، تصریح فرمودند که على (علیها السلام)در قول و فعل خود مصون از خطا و معصیت است و اعمال او با حق و قرآن مطابقت کامل دارد
3- جریان غدیر خم که پیامبر (صلى الله علیه وآله)در آنجا على (علیها السلام)را به ولایت عامه مردم نصب و معرفى فرمود و مانند خودش او را متولى و صاحب اختیار امت قرار دادو نیز فضایل اختصاصى آن حضرت که مورد نفاِ همگان بود و علاقه وافر پیامبر (صلى الله علیه وآله)به ایشان که در نزد منابع شیعه و سنى محفوظ است
4- اعمال ایثارگرانه و فداکاریهاى على (علیها السلام)در این چند سال برگ زرین دیگرى در پرونده ى او بود که آتش عشق یاران و کینه ى حسودان را برمى افروخت، از جمله:خوابیدن در بستر پیامبر(صلى الله علیه وآله)در شب هجرت، فتوحاتى که در جنگهاى بدر، احد، خندِ و خیبر بدست ایشان تحقق پذیرفت،که اگر فداکاریهاى او نبود و دفتر جنگ بگونه اى دیگر ورِ مى خورد، چه بسا که اسلام و اسلامیان بدست دشمنان حق ریشه کن شده بودند.
ریشه شیعه در قرآن و سخن پیامبر (صلى الله علیه وآله)
علاوه بر آنچه گذشت شیعه اصطلاحى است که هم ریشه قرآنى دارد، آنجا که خداوند ابراهیم (علیها السلام)را شیعه و پیرو نوح (علیها السلام)معرفى مى کندو هم برخلاف پندار برخى که شیعه را ساخت و پرداخته علویان و طرفداران آنها خصوصاً ایرانیان مى دانند، شیعه على و شیعه اهل بیت در سخنان پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله)بسیار دیده مى شود
بنابراین شیعه اصطلاحى ساختگى نیست که بعدها توسط برخى بخاطر مطالع سیاسى شکل گرفته باشد، بلکه در زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله)و بابیان ایشان تولد یافت و در دورانهاى مختلف فراز و نشیبهایى را از نظر کمى و کیفى پشت سرنهاد،اگر چه ابتدا اندکى همچون سلمان، ابوذر، مقداد و عمار شکل گرفت، ولى در طول زمان هر چه زمامداران و خلفا از سیره ى نبوى فاصله مى گرفتند و از اسلام اصیل دورتر مى شدند، نظریه ى شیعان که مى گفتند جانشین پیامبر (صلى الله علیه وآله)باید از نظر عمل و گفتار همچون رسول اکرم (صلى الله علیه وآله)معصوم و عارى از خطا و اشتباه باشد، مقبولیت بیشترى مى یافت و عده ى بیشترى از صحابه و تابعین را به صف شیعیان ملحق مى نمود،و از آنجا که شیعیان بعد از رحلت پیامبر دست خویش را از دامن معصوم کوتاه نمى دیدند-بواسطه اعتقاد به عصمت ائمه اهل بیت (علیها السلام)-با دستمایه قویترى از سنت معصومین به استناد احکام و فروع مى پرداختند و بااین سرمایه بود که على رغم ضعف عده و کمیّت توانستند به حیات خویش در کنار گروه اکثریت غالب ادامه دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 16:17  توسط مجیدنظری  | 
با سلام خدمت دوستان عزیز

                  برام یه مشکل پیش اومده التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم خرداد 1389ساعت 16:13  توسط مجیدنظری  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 12:51  توسط مجیدنظری  | 

یاد بزرگ مردان انقلاب بخیر شادی روح بزرگ دکتر مطهری صلوات

در ضمن هفته استاد و معلم  به تمامی اساتید ومعلم های ایران زمین مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:30  توسط مجیدنظری  | 
ای  قلم  از  قدرتی غالب بگو

از  علی  ابن ابی  طالب  بگو

 

سید علی خامنه ای ، سید علی ، شعر ، شعر برای رهبر ، شیعیان سید علی داریم وبس  ، علی

 

 از علی مرد سیاست مرد دین

از  علی  تنها ترین  مرد  زمین

 

 

 شکرلله شیعه ای نامی شدیم

اهل جمهوری اسلامی  شدیم

 

 

 از خمینی درس عشق آموختیم

 

در  تنور جبهه و جنگ سوختیم

 

 

 بیعتی   کردیم  با   سید  علی

راه حق در قول و فعلش منجلی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:26  توسط مجیدنظری  | 

شفاعت:
طلب شفاعت از غیر خداوند به این نحو که گفته شود اى اولیاء خدا در روز قیامت شفیع من در نزد خدا باشید تا از عذاب الهى در امان باشم، صحیح نیست و فقط باید طلب شفاعت از خود خداوند صورت گیرد و خصوصاً اگر طلب شفاعت از روح مرده اى که به برزخ منتقل شده، صورت پذیرد این عین شرک محسوب خواهد گردید.
پاسخ:
اولا- طلب شفاعت همان "طلب دعا" مى باشد یعنى ما از افراد موجه یا ارواح مقدّسه و یا ملائکه الهى مى خواهیم که براى ما طلب آمرزش و دعا بنماید، و طلب دعا و آمرزش از پیامبر یا صالحان امرى پسندیده است که وهابیون نیز در هنگام زنده بودن فرد آن را جائز مى شمرند.
* نیشابورى در تفسیر خویش در ذیل آیه شریفه "و من یشفع شفاعة حسنة یکن له نصیب منها..." مى گوید: شفاعت به درگاه خداوند همان دعا کردن شخصى مسلمان مى باشد.
* فخررازى در تفسیر آیه شریفه "و یستغفرون للذین آمنوا ربّنا وسعت کل شى رحمةً" مى گوید: این آیه نشان مى دهد که ملائکه انسانهاى گناهکار را شفاعت مى کنند. (تفسیر مفاتیح الجنان) پس اگر ما از فرشتگان چنین تقاضایى بکنیم مرتکب خلافى نگردیده ایم.
* همچنین خداوند به پیامبر مى فرماید: "واستغفر لذنبک و للمؤمنین و المؤمنات".
* نجارى در صحیح بابى دارد بنام "اذ استشفعوا الى الامام یستسقى لهم لم یردّهم".
ثانیاً- اینکه وهابیون عنوان مى کنند طلب دعا از فرد پس از مرگ او جایز نیست و لذا نمى توان از پیامبر یا ائمه یا سایرین پس از مرگ طلب دعا نمود، نیز نادرست است چرا که براساس آیات و روایات پیامبر و ائمه و شهدا و نظایر آنان با مرگ نمى میرند و بلکه زنده مى باشند.
* "و لاتحسبن الذین قتلوا فى سبیل اللّه اموات بل هم احیاء عند ربهم یرزقون".
* على (ع) پس از تفسیل پیامبر (ص) خطاب به ایشان فرمود:
"بابى انت و امّى اذکرنا عند ربک واجعلنا من بالک"، (نهج البلاغه- خطبه 235)
* ابوبکر نیز پس از وفات پیامبر، خطاب به جسد مطهر ایشان گفت:
"بابى انت و امّى طبت حیّاً و میّتاً واذکرنا عند ربکً" (السیرة الجبیه- 3/392)
ثالثاً- آنچه شرک محسوب مى شود و توجیه عبادى و توحید افعالى را مخدوش مى سازد آن است که ما وقتى طلب شفاعت از غیر خدا مى کنیم او را قادر بالاستقلال بدانیم و به جاى خداوند او را قرار دهیم و حال آنکه چنین نیست و ما تنها آنان را به واسطه آبرویى که در نظر خداوند دارند واسطه بین خود و معبود قرار مى دهیم.
* "والذین لایدعون مع اله الهاً آخر..." (سوره شریفه فرقان- آیه 68)
آیه اشاره دارد که اگر با خدا و هم عرض او دیگرى را بخوانید مشرک گشته اید.
* "و یعبدون من دون اله ما لایفرّهم و لاینفعهم و یقولون هولاء شفعاءنا عنداله" (سوره شریفه یونس- آیه 18)
باز ملاحظه مى گردد که بحث "عبادت غیر خدا" مطرح مى باشد و ملاک شرک عبادت غیر او مى باشد.
* "و اذ تخلق من الطینى کهیة الطیر باذنى نتنفخ فیها فتکون طیراً باذنى..." (سوره شریفه مائده- آیه 110)
در این آیه شریفه نیز دیده مى شود که اگر حضرت عیسى (ع) و یا سایر اولیاء الهى قدرتى دارند همه "باذن اللّه" مى باشد و هیچ کس از خود مستقلا قدرتى ندارد، لذا اگر ما با این دیدگاه از اولیاء الهى طلب دعا و شفاعت نمائیم مشکلى ایجاد نخواهد گردید
.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:17  توسط مجیدنظری  | 
با سلام

 هر روز با یکی از شبهات وهابیت آشنا شوید

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:14  توسط مجیدنظری  | 

روز ارتش را بر غیور مردان ارتش نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تبریک عرض میکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 11:6  توسط مجیدنظری  | 

عقاید:


1- هر چیزی که بجز خدای تعالی مورد عبادت قرار گیرد خطاست و هر کس این چیزها را عبادت کند سزاوار مرگ است.
2- جماعت زیادی از مسلمانان موحد نیستند زیرا می‌کوشند تا عنایت خدا را با زیارت قبور اولیا بدست آورند بنابراین مشرکند.
3- ذکر نام پیامبر، ولی، یا فرشته‌یی در نماز شرک است.
4- اگر غیر از خدا از کسی شفاعت جویند کفر است.
5- هرکسی برای روا شدن حاجات خود از غیر خدا یاری بخواهد کافر است.
6- علمی که مبتنی بر قرآن مجید سنت پیامبر و استنباط‌های ضروری عقل نباشد. کفر است
7- انکار قدر (قدرت داشتن انسان بر انجام کارها) در همه افعال به معنی الحاد و بدعت است.
8- تفسیر قرآن بر پایه تأویل کفر است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:59  توسط مجیدنظری  |